تبليغاتX
خلیج همیشه فارس

shilo

ناخدای خلیج

shilo

http://shilo.blogfa.com

خلیج همیشه فارس

خلیج همیشه فارس

خلیج همیشه فارس

shilo نام نوعی گیاه دریایی است خلیج فارسی
BAMBAK نام محلی کوسه (به زبان بوشهري) بهترين ها با ناخداي خليج هميشه فارس

خلیج همیشه فارس

خلیج همیشه فارس
بهترين ها با ناخداي خليج هميشه فارس
دختر کور

 

یه نصیحت به تمام پسرای گلی که می خوان عاشق

 

بشن آخرو عاقبتشون اینه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

 

 

دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست

پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من

چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روزی پسره

چشماشو به دختره داد وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش

كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو»

پسره با ناراحتي گفت :

توي جهنم مي بينمت ! تو به جرم اينکه قلبمو دزديدي منم به خاطر

اينکه خدا رو ول کردم تو رو پرستيدم

 

+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 0:13 توسط ناخدای خلیج |
هندي
 

عكس سري جديد

اين لينكو خانم ها نبينن

امين حيايي و همسرش نيلوفر خوش خلق

امين حيايي و محمد رضا گلزار

امين حيايي و بهرام رادان

 

+ نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 13:41 توسط ناخدای خلیج |
برق
سلام بر تمامی بروبچ باحال که همیشه لطف داشتن و دارن که به این ناخدای پیر سر می زنن

نمی دونم فکر نمی کنم تا حالا یه همچین اتفاقی براتون رخ داده باشه ولی برای ناخدا به دفعات مکرر

نمی دونم در بین شما کسی هست که گرمای بوشهرو تو مرداد و شهریور دیده باشه ولی واقعا .... حالا فرض کن تو این گرما از دریا برگشته باشی نهارو رو خوردی میای بگیری بخوابی که یهو برق میره غیر قابل تصوره به همین دلیل ناخدا از خودش یه شعر در وکرده که امیدوارم خوشت ویاد جیگر

بسوز ای دل تو از برق چنانی

بکن گریه هر آنچه می توانی

عجب قلب الاسد شد داغ و شرجی

که از پا افکند هر پهلوانی

مرا کشتی تو ای گرمای بی رحم

به تابستان تو تابم می ستانی

ز بعد رفتنت ای برق دارم

دریغی بر لب و اشک نهانی

به من گفتند تو خارج نشینی

چرا با دشمنان همداستانی؟

صدور گاز و برق و آب کرده

مرا نالان چو رعد آسمانی

گروه خونی استان بوشهر

کجا و گاز و برق آنچنانی

کپر باید زد و چاهی دوباره

رجوعی بر زمان باستانی

به جای گاز هیزم بکن جکع

عجایب سوخت باشد رایگانی

به نیروگه که باشد به بوشهر

شده نالنده اعدای جهانی

چو فردا برق آن سهم شمال است

از امروزش بنام مازندرانی

که تا دیگر برادع ناورد نام

ز بوشهر و این تهمت فشانی

بلی گر این چنین گردد یقین دان

که ساکت گردد آژانس جهانی

که هر چه نام بوشهر است بر آن

بر آن آید بلایی آسمانی

خداوند ز بی برقی بمیردیم

بسوز ای دل تو از برق چنانی

خوب بید

در زمان های قدیم مردم خونه هاشون رو از شاخه و برگ درخت خرما  می ساختند و در تابستان اون ها رو خیس می کردند تا گرمای هوا رو کاهش بده در اصل کپر ها کار کولر آبی رو انجام می دادند

+ نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد1385ساعت 12:22 توسط ناخدای خلیج |
بازی

قابل توجه شعردوستان

این شعرو من تو یه کامنتم داشتم ایینقدر ازش خوشم اومد که حیفم اومد اینجا نزارمش تا همه ازش استفاده کنن این شعر از شیلا است واقعا شعرای قشنگی تو وبش پیدا می شه

زورکی نخند عزیزم، میدونم اومدی بازی
نمیخوام این آخرین، بازی زندگیم ببازیم
خودتو راحت کنو، فکر کن که جبران گذشته اس
از منم میگزره اما به دلت چاره نسازی
اومدی بشکنی بشکن، از من ساده چی مونده
قبل تو هر کی بوده، تموم تار و پود سوزونده
تو هم از یکی دیگه سوختی میخوای تلافی باشه
بیا این تو و دلو، باقی احساسی که مونده
دل ما اونقده پاره س، موندنش مرگ دوباره س
آسمون سینه ی ما، خیلی وقته بی ستاره س
همینی که باقی مونده، واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن، آخرینشم تو بکن
نمیخوام بگذره عمری، خسته شی واسه فریبم
یقتو نمیگیره هیچکس، آخه من اینجا غریبم
بزنو برو عزیـزم، مثل هر کس که زدو برد
طفلی این دل که همیشه، به گناه دیگرون مرد
نفرتت رو از غریبه، سر یک غریب خراب کن
خنده کوتاهم ام، بیا گریه کن عذاب کن
مهمم نیست که چه جرمی، یا گناهی این سزاشه
باقی دلم یه مشت خاک، همینم میخوام نباشه
عقده های یک شکستو، خالی کن سر دل من
دیگه متروک مونده واست، خاک پیر ساحل من
از نگاهات خوب می فهمم، که تو فکرت یک فریبه
بازی بسه پاشو بشکن، من غریبو تو غریبه
دل ما اونقده پاره س، موندنش مرگ دوباره س
آسمون سینه ی ما، خیلی وقته بی ستاره س
همینی که باقی مونده، واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن، آخرینشم تو بکن
نمیخوام بگذره عمری، خسته شی واسه فریبم
یقتو نمیگیره هیچکس، من که با خودم غریبم
بزنو برو عزیـزم، مثل هر کس که زد و برد
طفلی این دل که همیشه، به گناه دیگرون مرد
دل ما اونقده پاره س، موندنش مرگ دوباره س
آسمون سینه ی ما، خیلی وقته بی ستاره س
همینی که باقی مونده، واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن، آخرینشم تو بکن

+ نوشته شده در سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 9:4 توسط ناخدای خلیج |
معنای عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

   گابریل گارسیا مارکز






بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید

*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***

هیچکس لیاقت اشک های تورا ندارد و کسی که چنین ارزشی داشته باشد باعث اشک ریختن تو نمی شود 

*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***

دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصیت  تو ؛ بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم 

*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***


اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست ندارد ، به این معنی نیست که تورا با تمام وجودش دوست ندارد


*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***

هیچکس لیاقت اشک های تورا ندارد و کسی که چنین ارزشی داشته باشد باعث اشک ریختن تو نمی شود


*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***


دوست واقعی کسی است که دست های تورا بگیرد ولی قلب تورا لمس کند

*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***


هرگز لبخند را ترک مکن ، حتی هنگامی که ناراحتی ، چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود

+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 12:24 توسط ناخدای خلیج |
دروغ

 

می خواهم  دورغ بگویم فقط کمی ؟؟؟؟؟




سلام
ميخواهم دروغ بگويم
انقدر دروغ
كه حالت خراب شود
انقدر خوبم
كه چشمانم خيال ستاره ديدن راهم ندارد
انقدر خوب
كه دستانم خيال پرواز
پاهايم خيال لمس امواج
و گوشهايم خيال شنيدن اواز
آري چشمانم خيال ستاره چيدن را هم ندارد
حالا میخواهم باز راستش را نگویم
بگويم خوبم
مثل خودم
خوبم مثل برادرم
مثل مادرم
و مثل ...باز هم خودم
خوبم
آنقدر خوب
كه چشمانم ميخندد
لبانم ميخندد
پاهايم ميخندد
و قلبم مگر ميشود بميرد؟!
(ببخشيد
اگر كمي از دروغهايم راست شد
ديگر سعي ميكنم دروغم دروغ باشد
دروغ دروغ!!) راستي
تا يادم نرفت بگويم
من كسي رادارم كه برايم شعر ميخواند
كسي كه برايم اواز ميشنود
برايم غصه ميخورد
يا شايد كسي كه برايم گريه ميكند
اري كسي كه برايم گريه....
نه شايد برايم مي خندد
يا گريه؟؟؟
نميدانم
كسي كه هم ميخندد و هم گريه ميكند
و من چقدر خيالم اسوده است
از زميني كه كنا رم نشسته
از اسماني كه بر بالينم ايستاده
و.....
ميخواهم از اين هم بزرگتر دروغ بگويم
من از ترانه شب خورده اين همه باران هرگز نمي ترسم
و انقدر خوبم
كه چشمانم خيال پرواز را هم فراموش كرده است
خسته شدم
ميخواهم راستش را بگويم
دارم
از غصه مي ميرم!!
+ نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 8:54 توسط ناخدای خلیج |
شب و هوس
                          

                                           آسمان زمین ماله من است




در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نميآيد

اندوهگين و غمزده مي گويم

شايد ز روي ناز نمي آيد

چون سايه گشته خواب و نمي افتد

در دامهاي روشن چشمانم

مي خواند آن نهفته نامعلوم

در ضربه هاي نبض پريشانم

مغروق اين جواني معصوم

مغروق لحظه هاي فراموشي

مغروق اين سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و همآغوشي

مي خواهمش در اين شب تنهايي

با ديدگان گمشده در ديدار

با درد ‚ درد ساكت زيبايي

سرشار ‚ از تمامي خود سرشار

مي خواهمش كه بفشردم بر خويش

بر خويش بفشرد من شيدا را

بر هستيم به پيچد ‚ پيچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

در لا بلاي گردن و موهايم

گردش كند نسيم نفسهايش

نوشد بنوشد كه بپيوندم

با رود تلخ خويش به دريايش

وحشي و داغ و پر عطش و لرزان

چون شعله هاي سركش بازيگر

در گيردم ‚ به همهمه ي در گيرد

خاكسترم بماند در بستر

در آسمان روشن چشمانش

بينم ستاره هاي تمنا را

در بوسه هاي پر شررش جويم

لذات آتشين هوسها را

مي خواهمش دريغا ‚ مي خواهم

مي خواهمش به تيره به تنهايي

مي خوانمش به گريه به بي تابي

مي خوانمش به صبر ‚ شكيبايي

لب تشنه مي دود نگهم هر دم

در حفره هاي شب ‚ شب بي پايان

او آن پرنده شايد مي گريد

بر بام يك ستاره سرگردان
_________________
یک انسان می تواند آزاد باشد ، بی بزرگ بودن ، اما هیچ انسانی نمی تواند بزرگ باشد بی آزاد بودن!

از سروده های فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در شنبه 5 فروردین1385ساعت 12:20 توسط ناخدای خلیج |
ایمان

 

گاهی سخت ترین کار آن است که بتوانی خود را باور کنی

 

حیرت مکن که گاه و بیگاه خود را بیابی و به تنهایی به دفاع از

 

باورهایت برخیزی

 

سخت ترین زمان آن گاه است که به تنهایی به دفاع از باورهایت

 

برخیزی

 

سخت ترین زمان آن گاه است که به تنهایی به شایستگی هایت باور

 

داری اما سختی هرگز از قدر تو نمی کاهد

 

و از آن آرزوی تو در رسیدن به خواسته ات چیزی کم نمی کند

 

موهبت هایی بسیار به تو ارزانی شده تنها چیزی که نیاز داری

 

یافتن شهامتی است که ادامه دهی آنچه را که به آن

 

ایمان داری.........

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 2:19 توسط ناخدای خلیج |
دریا دل

    

 

آسمون ارزومون پره از ابرای تیره

 

لالایی واست بخونم تا شاید خوابت بگیره

 

اگه از خواب نپریدی توی خواب خدا را دیدی

 

 یه جوری بپرس  ازش که دلامون چرا اسیره

 

باز که چشماتو نبستی ببینم باز که نشستی

 

می دونم یه جوری هستی که دلت از همه سیره

 

اما بهتره بدونی طبق اصل مهربونی

 

دل واسه عاشق نبودن را نداره ، ناگزیره

 

چشاای تو شده بسته ، بغض آرزوم شکسته

 

اما باز تو فکر اینی که اگر من رو نپذیره

 

بهتره بیدار نشینی اونو تو خواب ببینی

 

خوشبحال بعضی مردم که شدن تو زندگی گم

 

التماس بیگانه ها پیششون حقیره

 

نه به فکر عطر یاسن نه به فکر التماسن

 

خنده داره واسشون که دل ما یه جایی گیره

 

چی بگم شب هم تموم شد ندیدم اونو حروم شد

 

کاش میدونست یکی اینجا واسش بد جوری می میره

 

کاش که بود یه قطره بارون واسه طرح نامه هامون

 

به دل همیشه دریات از کسی که تو کویره

    1.  
+ نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 1:37 توسط ناخدای خلیج |
پایان

پایان من زیبا ترین پایان است زیرا

 

پایانش ابتدایی ترین احساس را به ارمغان می آورد

 

 به پایان نیاندیش .....

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 1:30 توسط ناخدای خلیج |
بخاطر تو...

چشم وقتی زیباست که به خاطر اشک باشد

 

اشک وقتی زیباست که به خاطر عشق باشد

 

عشق وقتی زیباست که بخاطر تو باشد

 

تووقتی زیبا هستی که به خاطر منباشی

  

                                                

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 1:28 توسط ناخدای خلیج |
ترس

اگر از ظلمت شب می ترسی

 

چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشید

 

اگر از تنگی نگاه دگران

 

 اگر از حرف کسان می ترسی

 

من جدا ز دگران بتو خواهم پیوست

       

                                 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین1385ساعت 1:2 توسط ناخدای خلیج |
آخرو عاقبت عاشق پیشه گی
وصیت نامه یک عاشق 



تا چند صباحي ديگر شايد پايان راه زندگي ام باشد ، و يا شايد آغاز دوباره زندگي

آري من بيمارم ، بيماري كه من مبتلا شده ام پايانش مرگ است ، تاريخ مرگم را ميدانم و منتظر آن مي مانم تا فرا رسد اميدي ندارم ، تنها اميدم به خداست كه دواي دردم را برايم برساند

ميخواهم در اين لحظات كه از مرگ خودم باخبرم و ميدانم چه زماني فرا مي رسد وصييتي براي همگان بنويسم پس بخوانيد وصييت من را در اين دفتر عشق

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد

وصيت من به همه عاشقان و آدميان همين چند جمله بود

من سرطان دارم ، سرطان عشق

دواي درد من معشوقم هست ، و تاريخ مرگم برابر جدايي او از من مي باشد

دواي دردم رسيدن به معشوقم هست ، و تاريخ شفايم گرفتن دستان او و رسيدن به او مي باشد

پس خداوندا دواي درد مرا به قلبم برسان تا اين كابوس وحشتناك سرطان و مرگ به خاطر جدايي از عشق را از وجودم محو شود .


الهي به اميد تو
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 2:8 توسط ناخدای خلیج |
یک لبخند

 عواقب لبخند 




  

  يک لبخند در بسياری از موارد اصل قضيه است

      با يک لبخند مزدمان را مي گيريم

      با يک لبخند پاداشمان را ميگيريم

      با يک لبخند به تمسخر گرفته ميشويم

       با یک لبخند به تحرک در مي اييم

        و کيفيت يک لبخند ممکن است چنان باشد

      که برايش بميريم.!!!

 

      اين لبخند مي تونه رو صورت هر کی باشه :  

      رو صورت معشوق

      رو صورت مادرمون

      رو صورت يه دوست خوب

      يا حتي رو صورت يه عزيز در حال مرگ!!!!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند1384ساعت 8:22 توسط ناخدای خلیج |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا