مركز خريد شوهر
اولين مركز خريد شوهر در ايران افتتاح گرديد
خانم هاي دم بخت تا تعطيلش نكردن عجله كنن
مشروح در بقيشم اينجاست...
ادامه مطلب
بابا گفتيم اين همه در مورد دخترها اينطوري مطلب نوشتيم از
مصاحبتوشون محروم مي شيم براي همين اين قسمتو نوشتم فقط يه
خواهش كوچولو دارم آقايون تشريف نيارن حال ندارم بعد از دل آقايون
در بيارم
ادامه مطلب
آیا می دونید مهمترین خواص ازدواج برای خانم ها چیه ؟
|
قبل از ازدواج |
بعد از ازدواج |
نتیجه گیری اخلاقی |
|
وزن ایده ال با چهره ای بشاش |
چاق و افسرده ومنزوی |
آمادگی بدن در روزهای سخت |
|
ایستادن در صف سینما و استخر |
ایستادن در صف شیر وگوشت |
آموزش ایستادگی |
|
تعطیلات رفتن به دیزن واسکی |
تعطیلات شست وشوی خانه ولباس |
پر شدن اوقات فراغت |
|
نوشتن کتاب شعر و رمان |
نوشتن داستان پرنده در قفس |
شهرت باد آورده |
|
صحبت تلفنی بدون محاسبه زمان |
اتهام به پر حرفی حتی برای 10 دقیقه |
حفظ عضلات صورت |
|
رفتن به سفرهای هفتگی |
درحسرت رفتن به پارک سر کوچه |
امنیت کا مل |
نكن نكن نكن ....
ولي فقط يه موقع هست بهت مي گن هر كاري دوست
داري بكن
برين بقيشو ببينين
ادامه مطلب
گوشه های از مناجات نامه خواجه ربات الدین دیجیتالی
اي خدا Hard دلم Format مکن .................................... Filed من را خالي از برکت مکن
Option غم را خدايا On مکن ........................................ File اشکم را خدايا Run مکن
Deltree کن شاخه هاي غصه را .................................. سردي و افسردگي هر سه را
Jumper شادي بيا تا Set کنيم ..................................... سيستم اندوه را Reset کنيم
نام تو Password درهاي بهشت ................................ آدرس Email سايت سرنوشت
اي خدا روز ازل Cad داشتي .................................... Mouse بود اما مگر Pad داشتي
که چنين طرح 3D مي زدي ...................................... طرح خود بر روي CD مي زدي
تا نيفتد Bug در انديشه مان ................................... تا که ويروسي نگردد ريشه مان
اي خدا بر ما ايمن فرست ......................................... بهر دلهاي پر آتش Fan فرست
اي خدا حرف دلم با کي زنم .................................... Help مي خواهم که F1 مي زنم
نيمه شب پريشب گشتم د چار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم سلام حافظ، گفتا عليك جانم
گفتم كجا روي؟ گفت و الله خود ندانم
گفتم بگير فالي، گفتا نمانده حالي
گفتم چگونه اي؟ گفت در بند بي خيالي
گفتم كهتازه تازه شعر و غزل چه داري
گفتا كه ميسرايم شعر سپيد باري
گفتم زدولت عشق؟ گفتا كه كودتا شد
گفتم رقيب؟ گفتا بدبخت كله پا شد
گفتم كجاست ليلي، مشغول دل ربايي؟
گفتا شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم بگو ز خالش آن خال آتش افروز
گفتا عمل نموده ديروز يا پريروز
گفتم بگو ز مويش گفتا كه مِش نموده
گفتم بگو ز يارش گفتا وِلِش نموده
گفتم چرا، چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
گفتا شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم كجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش؟
گفتا خريده قسطي تلويزيون بجايش
گفتم بگو ز ساقي حالا شده چكاره؟
گفتا شدست منشي در توي يك اداره
گفتم بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم ز ساربان گو با كاروان غمها
گفتا آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم بكن ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا پژو، دوو، بنز يا گلف نوك مدادي
!!!!!!!رابطه مشکلات خانوادگی با رایانه!!!!!!
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
اصطلاحات دانشجویی
دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس
دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان
دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار
وام تحصيلي : جهيزيه رباب
خانواده دانشجويان : بينوايان
دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام
انتخاب درس افتاده : زخم كهنه
اولين امتحان : اولين خون
مراقبين امتحان : سايه عقاب
تقلب : عمليات سري
روز دريافت كارنامه : روز واقعه
اعتراض دانشجو : بايكوت
اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم
دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد
آينده تحصيل كرده : دست فروش
رئيس دانشگاه : مرد نامرئی
استاد راهنما : گمشده
آشپزهاي سلف سرويس : هفت سامورائي
دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده
سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ
غذاي امروز : سلف self
كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان
ژتون فروشي : آژانس شيشه اي
علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان
التماس براي نمره : اشك كوسه
سوار شدن به اتوبوس : يورش
ترم آخر : بوي خوش زندگي
تصويه حساب : خط پايان
عمر دانشجو : بر باد رفته
مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت
ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول
۱- فيله و مورچه هه باهم ازدواج ميكنن فيله ميميره مورچه هه ميگه: بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم !!
۲-آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه!
۳-به برره ایه میگن برو ببین چراغ راهنمای ماشین کار می کنه؟ میره می بینه از همون جا می گه
آره،نه،آره،نه،آره،نه،آره،نه........
۴-گلاب به روتون گلاب به روتون تركه ميگوزه پرت ميشه جلو ميگه تو دنده بود
*آفتاب پرسته ميره رو جعبه ي مداد رنگي هنگ ميكنه
*يه روز يه كوره پاش ميره رو رنده ميگه اين چرت و پرتا چيه نوشتن
*10 سال پيش 10 تا ترك داشتن قايموشك بازي ميكردن هنوز 7 تا شون پيدا نشدن
*يه روز يه رشتي كتاب مي نويسه ميگه تقديم به پدرم كه بهترين دوست بابام بود
۵-يه تركه بچش تو اتوبوس به دنيامي ايد اسمشش ميزاره عبدالواحد ![]()
فرهنگ ارتش
افعال معکوس:
این جور افعال در ارتش زیاده مثلا :
- اگه سرگروهبانتون موقع احترام گذاشتن نظامی بهش بهتون گفت: " از نو" این یعنی "خاک بر سرت کنن خنگ خدا... تو چی یاد گرفتی برو چند قدم عقب تر و دوباره بیا و احترام بزار" که در این مواقع شما باید دوباره احترام بذارید اما اگه بگه " از نو" این با اون قبلی فرق فوکوله و یعنی "بابا این دیگه چه بچه گیریه ... برو گم شو تو این گیر و دار اینم احترام گذاشتنش گل کرده بدو برو از جلو چشمم گم شو ..." که در این مواقع شما باید با حالت "بدو رو" از جلو چشمش دور شین که در صورت مکث زیاد عواقب کار به عهده خودتان خواهد بود
- اگه بهتون گفتن" آزاد " یعنی "پای چپت را بالا بیار و محکم به اندازه عرض شانه ات باز کن و بکوب زمین و بعدش سیخکی وایسا... حالا اگه جرات داری تکون بخور" اما اگه گفتن" آزاد "یعنی "نمی خواد سیخکی وایسی شاسکول راحت باش"
این جور افعال در ارتش زیاده اگه بابا یا داداش سربازی رفته دارید ازشون بپرسین ... البته همه این ها واسه عادت کردن سرباز به زندگی در شرایط سخته و گرنه ارتش ایران یکی از فرهنگی ترین ارتش های جهانه مثلا تو اردوگاه آب نبود خودمون رو بعد دستشویی تمیز کنیم ولی زورکی همه را (با هر شرایطی هم که داشته باشن) می بردن مسجد نماز بخونن... اصلا ما نفهمیدیم اینها که این قده واسشون نماز مهمه چرا اجازه نمی دادن ما نماز صبح رو بخونیم؟!! (اخه قبل از اذان می گفتن برید منطقه نظافت ... خدا جون شرمنده ... خودت که شاهد بودی من نظافت چی باغچه بودم با این حال تا جایی که تونستم تو همون باغچه هم نمازام را خوندم... نوکرتم بی خیال جهنم شو)
افعال بی معنی
در اختیار خود باشید: اصلا معنی نداره ، همه اش ...
بیا برو همکاری: این معنی داره ولی معنی بدی داره معادلش می شه بیا برو حمالی ...
برنامه ریزی: جوک می گی مگه نه؟ برنامه ریزی ام کجا بود برای نمونه ما یه اسایشگاهمون را 3 بار هر بار یه تمام روز تغییر دکاراسیون دادیم اول که خودمون می خواستیم بریم توش دومین دفعه واسه تعمیرات که خالی اش کردیم و سومین بار هم واسه اینکه گروهان بقلی بیان توش تا آسایشگاه اونها رو درست کنن ... شانس آوردیم ترخیص شدیم.
بهداشت: ببینم انتظار داری چی بگم؟
